...
یکشنبه 14 اسفند 1390 10:45 ب.ظگفتنیها کم نیست،
من و تو کم گفتیم،
مثل هذیان دم مرگ،
چنین درهموبرهم گفتیم.
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:یکشنبه 21 اسفند 1390 | نظرات ()
زمان
دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 10:09 ب.ظنمیتوانم تصمیم بگیرم که زمان زود میگذرد یا دیر. شاید هم هیچکدام، زمان جایی ایستاده و به سرگردانی من میخندد.
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
...
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 08:20 ب.ظ
گاهی اوقات این وبلاگ ترانهای میشود برای سکوت ...
من چیزی نمینویسم و چند سطری خالی میگزارم تا چشمان بینای تو آنچه که نوشته نمیشود بخواند.
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:شنبه 9 اردیبهشت 1391 | نظرات ()
تیر
سه شنبه 22 فروردین 1391 09:36 ب.ظتیر خلاص تنهایی هنگامی است که آدم به خودش میآید و میبیند که حتی خودش را نمیشناسد.
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
بودن یا نبودن 2
پنجشنبه 17 فروردین 1391 11:50 ب.ظ
من همچنان در شگفتم، آیا انسان شدن پینوکیو پایانی خوش است؟
.
.
.
.
.
.
هرچند بعد از این او میتواند بیهیچ نگرانی از درازشدن دماغش دروغ بگوید.
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:جمعه 18 فروردین 1391 | نظرات ()
بودن یا نبودن
سه شنبه 15 فروردین 1391 09:30 ب.ظاگر پینوکیو بگوید دماغم در حال دراز شدن است چه اتفاقی خواهد افتاد؟
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
افتادن
شنبه 12 فروردین 1391 11:19 ب.ظتعطیلات نوروز برای من مانند کابوسی شدهاست. از آن کابوسها که آدم در آن از ارتفاع بینهایت بلندی سقوط بیپایانی میکند، با این تفاوت که اینبار چند روز دیگر پایانش را میبینم.
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
سیاه
شنبه 5 فروردین 1391 01:35 ب.ظنت سیاهی است که دیرندش به اندازهی دوران زندگی من است.
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
یک دل
پنجشنبه 3 فروردین 1391 09:21 ب.ظ
نمیدانم بروم یا بیایم ...و این دوراهی رفتن و آمدن مرا به دو نیم کردهاست.
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
زمین خشک
پنجشنبه 25 اسفند 1390 11:37 ب.ظدر این زمین خشک که زادگاه من است یا میپوسم یا جوانه خواهم زد.
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
بی ته
سه شنبه 23 اسفند 1390 11:26 ب.ظتنهایی مانند فضایی بیانتها و مبهوتگون درون مرا خاکستری کردهاست.
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
بیگانه
یکشنبه 21 اسفند 1390 10:04 ب.ظ
اکنون که قسمتی از روح من درون این جایگاه واگذاشتهی خیالی اسیر شده و پرسه میزند، نگرانم که مبادا چشم بیگانهای بدن عریان او را ببیند.
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
گم شدن
پنجشنبه 18 اسفند 1390 10:17 ب.ظگاهی وقتها خواب میبینم که گم شدم. در یک جنگل بزرگ، در یک شهر غریب، و یا در یک ساختمان عجیب گیر افتادم. شاید هم هیچ کدام از اینها نباشد و تنها قدرت حرکت کردن را از دست دادهام.
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
آخر پاییز
چهارشنبه 17 اسفند 1390 02:12 ب.ظزمستان امسال هم دارد تمام میشود ولی من باز هم یادم رفت جوجههای آخر پاییز را بشمارم.
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
عکس
شنبه 13 اسفند 1390 06:10 ب.ظاز خودتان عکس نگیرید، میفهمند که تنهایید.
نوشته شده توسط: سلیم سلیمی | آخرین ویرایش:- | نظرات ()
تبلیغات 

